من و تو
Home - Archive - E-mail - Deily - Theme - Profile




                  دلم آغوش میخواهد…                   

نه زن و نه مرد

خدایا زمین نمیایی؟

[ماریا] [سه شنبه چهارم تیر 1392]

خنده ام میگیرد…
وقتی پس از مدتها بی خبری،
بی آنکه سراغی از این دل بگیری…
می گویی دلم برایت تنگ است …
یا دلم را به بازی گرفته ای،
یا معنای واژه ها را خوب نمی دانی ؟
دلتنگی … ارزانی خودت،
من دیگر دلم را به خدا سپرده ام…
.
.
.
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
هرجا ک دلت میخواهد برو…
و اما من…
بر نمیگردم ک هیچ!
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،
 ک نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم بزنی!
خنده ام میگیرد

[ماریا] [یکشنبه سی و یکم شهریور 1392]
دلت دریا باشه


میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”

وقتی یه سنگو تو دریا میندازی

فقط برای چند ثانیه اونو متلاتم میکنه

وبرای همیشه محو میشه

ولی اون سنگ تا ابد ته دل دریا موندگاره

و سعی می کنم مثل دریا باشم

فراموش کنم سنگ که به دلم زدن

با اینکه سنگینی شونو برای همیشه روی سینه ام حس می کنم....


برچسب‌ها: دلت دریا باشه
[ماریا] [سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392]
تو هستی . . .


در خاطرات بی نهایت، بودن را بخاطر اور، در لحظه ی اکنون زندگی کن


خدا را لمس کن، به صدای قلبت گوش کن ، لبخند بزن،

((      تو هستی    ))


برچسب‌ها: تو هستی
[ماریا] [سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392]
“رفـــــــتنــــ ” همیشہ “لــــــازمـــ” است…



قــــــبل هم باید حدس مـــــی زدم می روی


“رفـــــــتنــــ ” همیشہ


حتی در دستور زبان فارســـی


“لــــــازمـــ” است…

برچسب‌ها: “رفـــــــتنــــ
[ماریا] [سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392]
عـــاشقت شدم…

نه با خودت چتـــر داشتی

نه روزنـــامه

نه چمـــدان…

عـــاشقت شدم…

از کجا می فهمیدم مســـافری ...


برچسب‌ها: عـــاشقت شدم, چتر, روزنامه, مسافر, عاشق
[ماریا] [دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392]
...




عمر ما عاقبت ای دوست به سر خواهد رسید

باد پاییز ندانی بی خبر خواهد رسید

گل نباشیم اگر گلشن چو خارستان کنیم

بعد ما خار فراوان به ثمر خواهد رسید
[ماریا] [چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392]
تو رفتی . . .




تو رفتی . . .

انگار که من از اولش نبودم !

من ولی می مانم انگار که تو تا آخرش هستی !

برچسب‌ها: تو رفتی
[ماریا] [چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392]
به پاییز گریخته ای…



لیوان آب..

روی میز بال بال میزند…

و…

گوشواره هایم دو پروانه می شوند..

زمینی که می چرخد نمیداند تو به پاییز گریخته ای…


برچسب‌ها: به پاییز گریخته ای, پروانه, تو
[ماریا] [سه شنبه پانزدهم مرداد 1392]
چرا مسافر من….. بر نمی گرده…؟


میگن پُشت سر مسافر آب بریزی بر میگرده..

اشک که از آب زلال تره چرا مسافر من…..

بر نمی گرده…؟



برچسب‌ها: چرا مسافر من, بر نمی گرده, مسافر
[ماریا] [سه شنبه پانزدهم مرداد 1392]
آیین بی دوام . . .



آیینی که آدمی را به گوشه نشینی…


وادار کند دوامی نخواهد داشت…



برچسب‌ها: آیین بی دوام, گوشه نشینی
[ماریا] [سه شنبه پانزدهم مرداد 1392]
راه لطف و رحمتت را نشانم ده . . .





به درگاه تو دعا می کنم،

که در قلب منی،

در عبور از دنیــــــــــــــای رنــــــــــــــج،

راهــــــــــنمایم باش،

قلبم را به سوی تو می گیرم،

پس مرا به سوی خویشتن بخوان،

و راه لطف و رحمتت را نشانم ده
[ماریا] [سه شنبه پانزدهم مرداد 1392]
مسیر عاشقی پایان ندارد..




دگر درد دلم درمان ندارد...

مسیر عاشقی پایان ندارد..

مرا در چشم خود آواره کردی..

نگاهت دور برگردان ندارد...

برچسب‌ها: مسیر عاشقی پایان ندارد, نگاهت
[ماریا] [سه شنبه پانزدهم مرداد 1392]
گامت را آرام تر بردار !


ای مسافر ! ای جدا ناشدنی ! گامت را آرام تر بردار !

 از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببینمت .


بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .

آه ! که نمیدانی سفرت روح مرا به دو نیم می کند …

 و شگفتا که زیستن با نیمی از روح تن را می فرساید


بگذار بدرقه کنم واپسین لبخندت را و آخرین نگاه فریبنده ات را

مسافر من ! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش . با من سخنی بگو .


 مگذار یکباره از پا در افتم …

فراق صاعقه وار را بر نمی تابم


جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز… آرام تر بگذر …


وداع طوفان می آفریند… اگر فریاد رعد را در طوفان وداع نمی شنوی ؟!

 باران هنگام طوفان را که می بینی !

آری باران اشک بی طاقتم را که می نگری

من چه کنم ؟ تو پرواز می کنی و من پایم به زمین بسته است …

ای پرنده ! دست خدا به همراهت

اما نمی دانی … نمی دانی که بی تو به جای خون اشک در رگهایم جاریست


از خود تهی شده ام … نمی دانم تا باز گردی مرا خواهی دید ؟؟؟

[ماریا] [دوشنبه چهاردهم مرداد 1392]
تو . . .





تو می خواستی بشی " سنگ صبورم "

تو شدی "سنگ" و من هنوز "صبورم !



برچسب‌ها: تو, سنگ صبور, سنگ, صبور
[ماریا] [دوشنبه چهاردهم مرداد 1392]
برای تو . . .

[ماریا] [جمعه یازدهم مرداد 1392]
i love you . . .

[ماریا] [جمعه یازدهم مرداد 1392]
i love you . . .

[ماریا] [جمعه یازدهم مرداد 1392]
i love you . . .


برچسب‌ها: i love you
[ماریا] [جمعه یازدهم مرداد 1392]
...

[ماریا] [چهارشنبه نهم مرداد 1392]

گپ و چت | طراحی سایت | گالری عکس

Top java codes

Rima tools
دریافت کدپرواز حباب دروبلاگ

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

کد آمارگیر

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ